|
|
|
|
|
دیروز رفتیم و لباس عروسمو پرو کردم . البته فعلا فقط آسترشو پرو کردم . همون آسترشم خیلی خوشگل شده بود و کلی دوستش داشتم . یه لباس دیگمم که پارچشو مادرشوهرینا تو بله برون واسم آورده بودن و اونم داده بودم برام بدوزه پرو کردم . در کل خداروشکر خیلی راضی بودم . فکر کنم جفتشم عالی بشه . لباس عروس من خیلی سادست . تنها مدلش اینه که خیلی پفه و تمام پارچش سنگ دوزی شدست . یعنی تمام قشنگیش به پارچشه که خیلی نازه . خودم که هردفعه مدلشو میبینم دلم غش میره . بعد از پرو لباسم همسری جون خواست که بریم خونه عموش که همون نزدیکیها بود . رفتیم و انقدر گرم صحبت شدیم که تا ساعت ۱۰ اونجا بودیم . بعدش هم یه سر به مادرشوهرینا زدیم و شام هم همونجا خوردیم . انقدر خسته بودیم که رسیدیم خونه فقط دستگاه جدیدمونو یه نگاهی انداختیم و خوابیدیم . یعنی وقت نشده که تستش کنیم هنوز . امروز هم از شرکت میریم حلقه هامونو سفارش بدیم انشالله و بعدش هم میریم سمت دیار ما . فردا برمیگردیم . یه سوال دارم : چطوری میتونیم برنامه هامونو یه کم رو روال بندازیم ؟ ما شدیدا مشکل از خواب بیدار شدن صبحهارو داریم . صبح دیر بیدار میشیم و به کارهامون نمیرسیم . یعنی تا صبحانه بخوریم و همسری لباساشو اتو بکنه و دوش بگیره ساعت میشه یک ربع به هشت . شبها هم انقدر برنامه پیش میاد که نمیتونیم زودتر بخوابیم . یعنی رو روال میفته ؟ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 9:55 توسط با تو
|
|
||