تبليغاتX
با تو تا همیشه -
امروز عهدمون و عقدمون ۱۱ ماهه شد . به همین زودی گذشت ماه دیگه یک ساله که من و همسری شدیم مال هم .

دیروز از شرکت رفتیم حلقه دیدیم ولی هنوز نخریدیم . بعد از اینکه برگشتیم شام پختم و علیرغم خستگی خیلی زیاد به خاطر امروز که یازدهمین ماهگردمون بود کیک پختم و گفتم واسه صبحانه با چای میخوریم .

صبح دیر بیدار شدیم یعنی ساعت ۷ بیدار شدیم در حالیکه باید ساعت ۸ سر کار حاضر باشیم . خلاصه همسری مثل هر روز صبح پرید تو حموم و انقدر طولش داد که ساعت ۳۰/۷ شد . قبلش هم چایی رو دم کرده بود . چون خیلی دیر شده بود من سریع واسه خودم و همسری چای ریختم و چایی هارو شیرین کردم ودیگه منتظر همسری نموندم و خودم شروع به خوردن کردم . . خلاصه که همسری ناراحت شد که چرا تنها خوردی و صبر نکردی دوتایی بخوریم ؟ اصلا به اینجاش فکر نکرده بودم که ممکنه همسری جون ناراحت بشه . همسری گفت : نباید یاد بگیریم تنهایی شام و ناهار بخوریم . باید حتی اگه یه آلبالو هم هست دوتایی بخوریم . منم این ایده رو قبول دارم . خلاصه که گذشت . همسری کلا عادت نداره ناراحتیشو کش بده .ولی یادم باشه که دیگه تکرار نکنم .

واااااااااااای حواستون هست که ۲۲روز دیگه عروسیمه ؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 12:19  توسط با تو   |