|
|
|
|
|
خوب از اونجایی که پرشین بلاگ فیلتر شده من از این خونه براتون می آپم فعلا تا ببینیم این فیلتره برداشته میشه یا نه . دیروز از شرکت که رفتیم همسری پیشنهاد داد که بریم کیک آماده بگیریم چون جفتمون هم گرسنه بودیم و نای کیک درست کردن نداشتیم . رفتیم قنادی نزدیک خونمون و یه کیک خیلی ناز واسه دومین بیست و سوم زندگیمون گرفتیم . یه عالمه هم چیپس و پفک و ماست موسیر و شیر و نوشابه . بعدش هم اومدیم خونه . افطاری نپختم مادرشوهری شب قبلش برامون کوفته تبریزی فرستاده بود قرار شد همونو بخوریم . یه کم خوابیدیم اما اعتراف میکنم دیگه نایی واسه روزه گرفتن ندارم دیروز هم خیلی سخت بود و به شدت گرسنه بودم . افطارو که خوردیم نشستیم یه کارتن که پر بود از وسایل همسری و تازه از خونه پدرشوهرینا آورده بودیم بررسی کردیم ببینیم چی داره . بعدشم که جشن ماهگرد . فیلم هم گرفتیم . راستش ما عادت داریم از بعضی لحظه های قشنگ و یا لحظه های خیلی معمولی فیلم میگریم حتی شده ۲ دقیقه . بعدا انقدر نگاه کردنش میچسبه . مثلا کلی فیلم خل بازی داریم . به محض اینکه از خواب بیدار شدم همسری دوربین به دست اومده و فیلم گرفته . عاشق این کاراشم . بعد شم دیشب نشستیم به خوردن هله هوله های خوشمزه و یه فیلم هم دیدیم . شب به یاد موندنی ای بود . تا باشه از این بیست و سوم ها . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 12:26 توسط با تو
|
|
||