|
|
|
|
|
سلام دوستای گلم این هفته خیلی هفته خوبی بوده کاش همه هفته ها اینطوری بودن . میدونین چرا ؟ چون آقای گلم یکشنبه رفته و دوباره امروز پنج شنبست و میخواد بیاد . قربونش برم من . البته قرار بود که دیشب بیاد ولی به خاطر جلسه ای که واسش پیش اومده امروز میاد . چقدر دلم واسش تنگ شده . از صبح که از خواب بیدار شدم مدام تلفنی حرف زدیم تا الان این کار هر روزمونه . خدایا عشقمونو همیشه سرزنده و شاداب نگه دار و روز به روز بیشترش کن . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 8:54 توسط با تو
|
|
||
|
|
|
|
|
دلم برات تنگ شده گلم . هرچند که از صبح که از خواب بیدار شدم تا الان که ساعت ۹:۳۰ شده ۳بار تلفنی حرف زدیم اما خوب من آقایی خودمو موخوام اونم از نزدیک . چقدر حس دوست داشتن یه عزیز یه عشق قشنگه . اگه امروز و فردا رو هم طاقت بیارم پس فردا به امید خدا پیشمی ماهم . شاعر من هستی من دلتنگتم خیلی زیاد . انقدر خوبی که خود خوبیم پیش تو کم میاره . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 9:32 توسط با تو
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام از یه خونه جدید . مشهد که بودیم جای همگی خالی بود خیلی زیاد . خیلی خوش گذشت و اولین مسافرتمون یه مسافرت ماندگار شد تو ذهنو خاطراتمون . با اینکه سه شنبه شب رسیدیم مشهد و پنج شنبه هم برگشتیم اما سفر به غایت عالی بود . هفته پیش هم که چهارشنبه دوتایی رفتیم تهران . صبح زود راه افتادیم و ساعت ۹:۳۰ رسیدیم . فرصتی برای استراحت نداشتیم باید آماده میشدیم تا بریم عروسی . شب به اتفاق جناب همسر و مادرشوهری رفتیم عروسی . وقتی برگشتیم خواب دیگه امون نداد . خوابیدیم و ظهر فردا ساعت ۱۲ بیدار شدیم . بعد از شیطنت های ظهرگاهی رفتیم صبحانه خوردیم و بعدش واسه ناهار رفتیم بیرون . بعد از صرف ناهار وقتی برگشتیم خونه باز هم خوابیدیم البته همراه شیطنت . جمعه که از صبح خونه بودیم و شب رفتیم بام تهران و نشستیم کلی حرف زدیم . تصمیم گرفتیم شنبه بریم شمال . شنبه ظهر ساعت ۱ راه افتادیم به سمت شمال . رفتیم بندر انزلی . عصری وقت غروب من و آقای گلم در حالیکه تا زانو تو آب بودیم و من تو بغل عسلم بودم داشتیم غروبو تماشا میکردیم که چقدر لذت بخش بود این لحظات . تا شب کنار دریا بودیم و قدم زدیم و کلی خندیدیم . یک شنبه صبح ساعت ۶ برگشتیم شهرمون انقدر خسته بودیم که وقتی رسیدیم فقط خوابیدیم . تا اینکه عزیز دلم دیشب رفت . قربونش برم . عزیزم بابت همه خوبیهات ازت ممنونم . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 13:13 توسط با تو
|
|
||